کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۹۶ - شود که از دهنت بوسه ربوده شود...

1

شود که از دهنت بوسه ربوده شود

شود که از دل من عقده گشوده شود

2

شود که فاش شود سر آن دهان نهان

ز تنگنای عدم نکته شنوده شود

3

شود که دل ز وصالت بمدعا برسد

غبار حسرت ازین آینه زدوده شود

4

شود که تیغ کشی و بدارمت گردن

توجه تو و عشق من آزموده شود

5

شود که بر قدمت سر نهم بزاری زار

ترحمی که بدل داری آن نموده شود

6

شود که بار دهی تا که سر نهم برهت

بخاک راهگذار تو جبهه سوده شود

7

شود که آتش عشقت بسوزد این تن من

برهگذار تو خاک سیاه توده شود

8

شود که دست امیدم بمدعا برسد

ز کار بسته من عقدها گشوده شود

9

محال باشد ای فیض این که عاشق را

بدن به بستر راحت دمی غنوده شود

متن شعر کپی شد.