کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۰۸ - مژده از هاتف غیبم رسید...

1

مژده از هاتف غیبم رسید

قفل جهانرا غم ما شد کلید

2

گوی ز میدان سعادت ربود

هر که غم ما بدل و جان خرید

3

صاف می عشق ننوشد مگر

آنکه ز هستیش تواند برید

4

آنکه ازین باده بنوشد زند

تا با بد نعره هل من مزید

5

سیر نگردد بسبو یا بخم

کار وی از جام بدریا کشید

6

تا چه کند در دل و در جان مرد

نشاه این باده چو در سر دوید

7

ساقی از آن نشاه تجلی کند

عاشق بیچاره شود نابدید

8

حد و نهایت نبود عشق را

کی برسد وصف شه بی نذید

9

کوش که تا صاحب معنی شوی

فیض نسازد بتو گفت و شنید

متن شعر کپی شد.