کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۱۵ - جان سوخته روئیست پروانه چنین باید...

1

جان سوخته روئیست پروانه چنین باید

دل شیفته روئیست پروانه چنین باید

2

تا لب نهدم بر لب جان میرسدم بر لب

احسنت زهی باده پیمانه چنین باید

3

گه مست زناسوتم گه غرفه لاهوتم

گاه از خم و گه دریا مستانه چنین باید

4

چشم تو کند مستم لعلت برد از دستم

هر جام مئی دارد میخانه چنین باید

5

سر مست ز ساغر گشت دل واله دلبر گشت

تن بیخبر از سرگشت مستانه چنین باید

6

زلفت ره دینم زد ابرو ره محرابم

ایمان بتو آوردم بتخانه چنین باید

7

در دل چو وطن کردی جا در تن من کردی

جانم بفدا بادت جانانه چنین باید

8

جز جان من و جز دل جائی کنی ار منزل

افغان کنم و نالم حنانه چنین باید

9

در آتش عشقت فیض میسوزد و میسازد

تا جان برهت بازم پروانه چنین باید

متن شعر کپی شد.