کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۳۴ - از بلای چشم مستت العیاذ...

1

از بلای چشم مستت العیاذ

العیاذ از هر چه هستت العیاذ

2

تن ز گل نازکتر و دل همچو سنگ

چون توان رستن ز دستت العیاذ

3

یک نظر کردم برویت شدنشان

از نگاهی روی حسنت العیاذ

4

شب همه شب نالم از دست غمت

هیچ پروای منستت العیاذ

5

ناله من ز آسمانها در گذشت

هیچ میگوئی چه استت العیاذ

6

تا بشادی در برویم بسته

از گشادت همچو بستت العیاذ

7

فیض صد توبه گر از عشقت رهد

باز می افتد بشستت العیاذ

متن شعر کپی شد.