غزل · مولوی
غزل شماره ۱۱۵۹ - عشق جانست عشق تو جانتر...
1
عشق جانست عشق تو جانتر
لطف درمان وز تو درمانتر
2
کافری های زلف کافر تو
گشته ز ایمان جمله ایمانتر
3
جان سپردن به عشق آسانست
وز پی عشق توست آسانتر
4
همه مهمان خوان لطف تواند
لیک این بنده زاده مهمانتر
5
بی تو هستند جمله بی سامان
لیک من بی طریق و سامانتر
6
عشق تو کان دولت ابدست
لیک وصل جمال تو کانتر
7
تیغ هندی هجر برانست
لیک هندی عشق برانتر
8
هر دلی چارپره در پی توست
دل ما صدپرست و پرانتر
9
دیدن تو به صد چو جان ارزان
عوض نیم جانم ارزانتر
10
گر چه این چرخ نیک گردانست
چرخ افلاک عشق گردانتر
11
همه ز افلاک عشق در ترسند
وان فلک در غم تو ترسانتر
12
شمس تبریز همتی می دار
تا شوم در تو من عجب دانتر