کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۳۱ - شکرلله که شد عیان ره حق...

1

شکرلله که شد عیان ره حق

یافت جانم درین جهان ره حق

2

پیشتر ز آنکه پا زره ماند

دید چشم دلم عیان ره حق

3

در تنم بود مرغ روح قریب

برد او را به آشیان ره حق

4

در پس پرده ره عیان دیدم

دیدم از رهزنان نهان ره حق

5

در طلب خون دل بسی خوردم

نتوان یافت رایگان ره حق

6

از برونش سوال می کردم

بود در جان من نهان ره حق

7

همه کس را نمی دهند نشان

هست مخصوص عاشقان ره حق

8

ای بسا عاقلی که آمد و رفت

رو نهان ماند در جهان ره حق

9

فیض در خودبخود سفر میکن

که ترا در دلست و جان ره حق

متن شعر کپی شد.