کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۳۷ - در جهان افگنده غوغای عشق...

1

در جهان افگنده غوغای عشق

عالمی را کرده شیدای عشق

2

آفتاب و ماه و اخترها روان

روز و شب سرگشته سودای عشق

3

کرد مینای فلک قالب تهی

بر زمین تا ریختی صهبای عشق

4

میدهد جانرا حیوتی دم بدم

صور اسرافیل بی آوای عشق

5

میکشد جانهای اهل دل ز تن

دست عزرائیل استیلای عشق

6

عقلها را همچو سحر ساحران

میکند یک لقمه اژدرهای عشق

7

رفته رفته میشوم از خود تهی

تا سرم پر گردد از سودای عشق

8

در دل شب عاشقانرا عیشهاست

خوشتر است از روزها شبهای عشق

9

روزهای تیره بر شبها فزود

عمر من شد یک شب یلدای عشق

10

ای تهی از معرفت زحمت ببر

فیض داند قدر نعمتهای عشق

متن شعر کپی شد.