غزل · فیض کاشانی
غزل شماره ۵۴۶ - بهوای تو می شویم هلاک...
1
بهوای تو می شویم هلاک
وز برای تو می شویم هلاک
2
بر سر آتش تو می سوزیم
در هوای تو می شویم هلاک
3
می دهیم از پی رضای تو جان
در رضای تو می شویم هلاک
4
گر پسندی که ما هلاک شویم
برضای تو می شویم هلاک
5
هر چه هستیم سخره قدریم
وز قضای تو می شویم هلاک
6
ای ردای تو کبریا تو کبیر
در ردای تو می شویم هلاک
7
در سرای وجود غیر تو نیست
در سرای تو می شویم هلاک
8
ما همه فانئیم و تو باقی
در سرای تو می شویم هلاک
9
لمن الملک واحد القهار
زین نداری تو می شویم هلاک
10
دل ما گرچه تنک و تاریکست
در فضای تو می شویم هلاک
11
همه جانها بدرگهت سپریم
در فنای تو می شویم هلاک
12
فیض چون نیستی سزای نجات
بسزای تو می شویم هلاک