کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۸۳ - کبیره ایست که خود را گمان کنم هستم...

1

کبیره ایست که خود را گمان کنم هستم

گناه دیگر آن کز می خودی مستم

2

گناه خویش خودم دوزخ خودم هم خود

اگر ز خویش برستم ز هول پل رستم

3

بروی من ز سوی حق گشود چندین در

ز سوی خویش دری چون بر وی خود بستم

4

ز خود اگر فکنم خویش را رسم بخدا

بوصل او نرسم تا بخویش یا بستم

5

بود بد دو جهان جمله در من و از من

ز هر بدی برهم گر ز خویشتن رستم

6

مگیر تو بر من مسکین اگر بدی کردم

که تو کریمی و من از خرد تهی دستم

7

اگرچه مستم با هوشیار همراهم

که گر ز پای درآیم بگیرد او دستم

8

شکار معرفت خویش را فکندم دام

برون نیامد ازین بحر جز تهی دستم

9

بپای مردی عشق ار شکست خویش دهم

چو فیض در صف مردان حق ز بر دستم

متن شعر کپی شد.