کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۸۶ - در عهد تو ای توبه شکن عهد شکستم...

1

در عهد تو ای توبه شکن عهد شکستم

احرام طواف حرم کوی تو بستم

2

آتش زدم آن خرقه پشمینه سالوس

بر سنگ زدم شیشه تقوی و شکستم

3

رندی و نظر بازی و شیدایی و مستی

چندین هنر استاد غمت داد بدستم

4

از مسجدو محراب شدم سوی خرابات

تسبیح بیفکندم و زنار به بستم

5

بفروختم آن زهد ریا را بمی لعل

اکنون بدر میکده ها باده بدستم

6

بودم به صلاح و ورع و زهد گرفتار

صد شکر که عشق آمد و زین جمله برستم

7

چون فیض بریدم ز همه خلق به یکبار

بر خواستم از خود به ره دوست نشستم

متن شعر کپی شد.