کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۳۶ - من این زهد ریائی را نمیدانم نمیدانم...

1

من این زهد ریائی را نمیدانم نمیدانم

رسوم پارسائی را نمیدانم نمیدانم

2

دل من مست جانانست و جانانش همی باید

بهشت آن سرائی را نمیدانم نمیدانم

3

وصال دوست می باید مرا پیوسته روز و شب

من این رسم جدائی را نمیدانم نمیدانم

4

زخود یکتا شدم خود را ز دوش خویش افکندم

من این دلق دو تائی را نمیدانم نمیدانم

5

ز خود بگذشتم و محو جمال دوست گردیدم

خودی و خودنمائی را نمیدانم نمیدانم

6

یکی گویم یکی دانم یکی بینم یکی باشم

دوتائی و سه تائی را نمیدانم نمیدانم

7

دلم دیوانه زلفش شد آنجا ماند جاویدان

ز زنجیرش رهائی را نمیدانم نمیدانم

8

سخنها بر زبان می آیدم لیکن نمی گویم

چو علتهای عالی را نمیدانم نمیدانم

9

من نیکم و گر بد فیض گو مردم ندانند

زبان خودستائی را نمیدانم نمیدانم

متن شعر کپی شد.