کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۴۱ - میل صحرا گر کنی من سینه را صحرا کنم...

1

میل صحرا گر کنی من سینه را صحرا کنم

میل دریا گر کنی من دیده را دریا کنم

2

گر تو خواهی عالمی ویران کنی در یکنفس

من بمژگان راه سیل از دیده خود وا کنم

3

گر هوای لاله و گل داری از خون جگر

بادها در چشم دارم داغها پیدا کنم

4

شد خیالی این تن من گر چراغی بایدت

من درین فانوس شمع از نور جان برپا کنم

5

برق و رعدی گر هوس داری نفس را دم دهم

بند از پای فغان و ناله دل وا کنم

6

هرچه خواهی میتوانم خویش را گر آنچنان

جای آن دارد گرت یکذره در دل جا کنم

7

آتش از سوز درون خود بر آرم چون چنار

شعله گردم چو یاد آن رخ حمرا کنم

8

گر دلت خواهد که گردد آشکارا شرک من

خرقه از سر برکشم زنار را رسوا کنم

9

گر ز سوز فیض می خواهی که باشی باخبر

آتش پنهان دل را در نفس پیدا کنم

متن شعر کپی شد.