کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۷۵ - ما سر مستان مست مستیم...

1

ما سر مستان مست مستیم

با ساقی و می یکی شدستیم

2

در ساقی و یار محو گشتیم

از ننگ وجود خویش رستیم

3

تا دست بدست دوست دادیم

پیوند ز خویشتن گسستیم

4

تا چشم بروی او گشادیم

زان نرگش مست مست مستیم

5

تا پای بکوی او نهادیم

از دست ببوی او شدستیم

6

با باده زدیم جوش در خم

تا باده شدیم و خم شکستیم

7

ما باده و باده ما دوئی نیست

ما رسم دوئی بهم ز دستیم

8

ما از مستی و مستی است از ما

در روز الست عهد بستیم

9

ما از ساقی و ساقی است از ما

در عیش بکام دل نشستیم

10

مستی نکنیم از آب انگور

ما مست ز باده الستیم

11

ما بی می مستی دمی نبودیم

بودیم همیشه مست و هستیم

12

از ما مطلب صلاح و تقوی

ما عاشق و رند و می پرستیم

13

برخواسته ایم از دو عالم

تا در صف میکشان نشستیم

14

کس پای بما ندارد ایفیض

ما سر مستان مست مستیم

متن شعر کپی شد.