کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۹۱ - چون یار ما تو باشی ز اغیار فارغیم...

1

چون یار ما تو باشی ز اغیار فارغیم

چون کار ما توئی ز همه کار فارغیم

2

از تو چه خرمیم غمی را مجال نیست

باشد چه غم غم تو ز غمخوار فارغیم

3

چون دوستدار ما توئی از دشمنان چه باک

چون هست لطف توز ستمکار فارغیم

4

چون مکرهای خیر تو هست از برای ما

از شر مکر حاسد و مکار فارغیم

5

در راه تو جهان کنیم امر اگر کنی

ورنه ز حرب و چالش و بیکار فارغیم

6

دلرا کباب خواهی جان نیز می دهیم

ور تو دهی شراب ز خمار فارغیم

7

باشی تو در نظر یکجا افکنیم چشم

در چشم ما چو هستی ز اغیار فارغیم

8

معنای تست هرچه درآید بچشم ما

زان روی ما ز صورت دیدار فارغیم

9

بسیار کرده ایم گنه بر امید عفو

عفوت چه هست ز اندک و بسیار فارغیم

10

چون سیر گاه فیض بساتین حکمت است

از باغ و راغ و سبزه و گلزار فارغیم

متن شعر کپی شد.