کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۲۸ - منگر تو در روی بتان بهر هوای خویشتن...

1

منگر تو در روی بتان بهر هوای خویشتن

در آتش سوزان مرو ای دل بپای خویشتن

2

هرگو دلش از دشت برد مهر بتان سنگدل

در دوزخ نقد اوفتاد دید او جزای خویشتن

3

با عشق خوبان خو مکن جز جانب حق رو مکن

کین غم چو افروزد دلت بینی سزای خویشتن

4

غم را بسوزان شاد شو در عشق حق استاد شو

شاگردی شیطان مکن بهر بلای خویشتن

5

نی نی چو شیطان خود روی بینی چو دانه سوی دام

استاد شیطان میشوی در ابتلای خویشتن

6

رو رسم نو بنیاد کن خود را ز خود آزاد کن

تا وارهی زین بندگی باشی برای خویشتن

7

چون فیض روحانی شوی زاقنده ثانی شوی

یابی بقای جاودان اندر فنای خویشتن

متن شعر کپی شد.