کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۳۴ - غمش غمی نه که از دل بدر توان کردن...

1

غمش غمی نه که از دل بدر توان کردن

دلش دلی نه که در وی اثر توان کردن

2

نه آن حبیب که او را بدل بود رحمی

نه آن رقیب که از وی حذر توان کردن

3

نه قامتش بصنوبر نشان توان دادن

نه نسبت رخ او با قمر توان کردن

4

نه زان دهان و میان نکته توان گفتن

نه دست با قد او در کمر توان کردن

5

نه تاب روی چو خورشید او توان آورد

نه بیفروغ رخش شب بسر توان کردن

6

مگر ز پادشه لطف او رسد مددی

ز سینه لشگر غم را بدر توان کردن

7

چو فیض در قدمش گر سری توان افکند

به پیش تیر غمش حان سپر توان کردن

متن شعر کپی شد.