کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۵۸ - چه با من میکند یاران ببینید آن نگار من...

1

چه با من میکند یاران ببینید آن نگار من

بیکغمزه گرفت از من عنان اختیار من

2

را از من گرفت و صد گره افکند در کارم

چه خیل فتنه کارد بعد ازین بر روزگار من

3

همه شب اشگ میریزم ز سوز آتش شوقش

بود رحم آبدش روزی بچشم اشگبار من

4

ز چشمانم روان گردد سرشگ شادمانیها

گر آن سرو روان یکدم نشیند در کنار من

5

ز چشم مردمان نزدیک شد غایب شود از بس

گدازد دم بدم در فرقتش چشم نزار من

6

وفا از بیوفا کردم طمع بیهوده شد سعیم

نکردم هیچ کاری فیض کان آید بکار من

7

شد اوقاتم همه بیهوده صرف هیچ تا امروز

نمیدانم چه خواهد شد ازین پس روزگار من

متن شعر کپی شد.