غزل · فیض کاشانی
غزل شماره ۷۸۶ - جانب دوست میکشد عشق مرا که همچنین...
1
جانب دوست میکشد عشق مرا که همچنین
جذبه اوست سوی او راهنما که همچنین
2
هر که ز قبله پرسدم روی کنم بروی دوست
سوی جمال او شوم قبله نما که همچنین
3
از تو بپرسد ار کسی قبله عاشقان کجاست
جانب کوی یار من ره بنما که همچنین
4
قبله زاهدان هوا قبله عاشقان خدا
حق خدا که همچنین حق خدا که همچنین
5
هر که بگویدم چسان محرم او توان شدن
بگذرم از هوس کنم ترک هوا که همچنین
6
هر که ز عشق پرسدم باده کشم ز جام دوست
بی سر و پا برون روم مست لقا که همچنین
7
هر که ز دوست پرسدم محو شوم ز خویشتن
از من و از ما برون روم بی من و ما که همچنین
8
سالکی ار بپرسدت بنده بحق چسان رسد
بر سر خویشتن بنه فیض تو پا که همچنین
9
گوید اگر کسی چسان زیست کنند راستان
بگذر از اهل صومعه میکده آ که همچنین