کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۹۷ - ای خدا شرمنده ام از کثرت احسان تو...

1

ای خدا شرمنده ام از کثرت احسان تو

شرم بر شرمم فزاید چون کنم عصیان تو

2

گر ببخشائی گناهان مرا از فضل خود

آب گردم از خجالت بر در غفران تو

3

ور حساب من کنی ای وای من ای وای من

کی تن و جان من آرد طاقت نیران تو

4

گاه گویم شاید این ذره نیاید در حساب

چون کنم با ذره دارد کار در استان تو

5

هرچه هستم از توام بهر توام ای بی نیاز

مظهر قهر توام یا مظهر غفران تو

6

هرچه دارم از تو دارم خود چه دارم هیچ هیچ

نسیتم من جز بدی مستغرق احسان تو

7

فیض را حد ثنایت نیست معذورش بدار

کیست او یا چیست او تا دم زند در شان تو

8

کی توان از عهده شکر تو بیرون آمدن

شکر نعمت نعمتی دیگر بود از خوان تو

متن شعر کپی شد.