غزل · فیض کاشانی
غزل شماره ۸۰۳ - جان من سخت دلربائی تو...
1
جان من سخت دلربائی تو
دل من نیک جانفزائی تو
2
نیک دل میبری ولیکن سخت
سست پیمان و بی وفائی تو
3
من ز هجرت چنانکه میدانی
تو چنینی چنین چرائی تو
4
طاقت هجر و تاب وصلم نیست
چون کنم چون عجب بلائی تو
5
چند بیگانگی کنی با من
گوئیم کهنه آشنائی تو
6
آشنائی قدیم را چو نه
جان من پس بگو کرائی تو
7
چون بر فیض خود نمی آئی
دل من پس بر که آئی تو