کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۶۴ - ای دل بعشق خویش گرفتار بوده ای...

1

ای دل بعشق خویش گرفتار بوده ای

خود را بنقد عمر خریدار بوده ای

2

گر بگذری ز خویش انیس خدا شوی

ای خودپرست دون چه ستمکار بوده ای

3

بگشای چشم عبرت و کر و بیان به بین

تا روشنت شود چه قدر خوار بوده ای

4

برخیز و جهد کن بمقام خرد رسی

روز نخست چون بخرد یار بوده ای

5

سوی مقربان چه شود گر سفر کنی

زین پیشتر بعالم انوار بوده ای

6

گر رو کنی بعالم بالا غریب نیست

پیوسته در تطور اطوار بوده ای

7

کاری نمیکنی که بجائی رساندت

ای آزموده کار چه بیکار بوده ای

8

ایحق بر اهل حق چه گوار نده و خوشی

بر خویشتن پرست چه دشوار بوده ای

9

ز آسودگی نداشته ای دست یکنفس

ای فیض خویش را تو چه غمخوار بوده ای

متن شعر کپی شد.