کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۷۱ - بر جمال از پرتو رویت نقاب انداختی...

1

بر جمال از پرتو رویت نقاب انداختی

در هویدائیت ما را در حجاب انداختی

2

پرتوی از نور خود بر عرش و کرسی تافتی

ذره بر انجم و بر آفتاب انداختی

3

روی خوبانرا درخشان کردی از مهر رخت

نشئه حسن ازل را در شراب انداختی

4

روح را بیرون کشیدی ز اوج علیین عقل

در حضیض آب و گل مست و خراب انداختی

5

دشمنان را راه دادی در حریم جان و دل

دوستانرا در عقاب و در عذاب انداختی

6

دست و پای خواهش ما را ز بند خواهشت

در ره فرمانبری در پیچ و تاب انداختی

7

در طلب گه گرم کردی گاه افسردی دلم

گه در آتش سوختی گه در یخ آب انداختی

8

گاه نزدیک خودم خانی گهی دور افکنی

زین قبول ورد مرا در اضطراب انداختی

9

تا که باشم تا که باشم بر در امید و بیم

در ضمیرم گه ثواب و گه عقاب انداختی

متن شعر کپی شد.