کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۸۱ - گره از زلف خویش وا کردی...

1

گره از زلف خویش وا کردی

بر دلم بستی و رها کردی

2

در میان بلاش سر دادی

عقده محکمش بپا کردی

3

راه بیرون شدن برو بستی

در اندوه و غصه وا کردی

4

مرغ زار شکسته بالی را

هدف تیر ابتلا کردی

5

طایر قدس را ببستی بال

طعمه اژدر بلا کردی

6

از برای تو من چها کردم

تو بپاداش آن جفا کردی

7

در رهت من بجان وفا کردم

تو بجای وفا جفا کردی

8

ز آتش غصه سوختی جانم

خاکم اندر هوا هبا کردی

9

هر بلائی که بود در عالم

بر سر فیض مبتلا کردی

10

هر چه کردی بجای من ای جان

نیک بایسته و بجا کردی

11

آفرین باد ای طبیب دلم

همه درد مرا دوا کردی

متن شعر کپی شد.