کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۹۶ - ای معدن دلداری جز تو که کند یاری...

1

ای معدن دلداری جز تو که کند یاری

ای مشتری زاری جز تو که کند یاری

2

در راه تو میپویم یاری ز تو میجویم

خالق توئی و باری جز تو که کند یاری

3

افغان کنم و زاری شاید که تو رحم آری

بر رحم نمی یاری جز تو که کند یاری

4

جانرا بغمت بستم جان را بتو پیوستم

ای منبع غمخواری جز تو که کند یاری

5

بر خاک درت گریم افزون ز سحاب و یم

گر تو نخری زاری جز تو که کند یاری

6

از در گهت ای دلدار محروم مرانم زار

گر تو کنیم خواری جز تو که کند یاری

7

فیض آمده با عصیان دارد طمع غفران

ستاری و غفاری جز تو که کند یاری

متن شعر کپی شد.