کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹۱۳ - نکنی گر تووفا حسبی الله کفی ...

1

نکنی گر تووفا حسبی الله کفی

ورنهی روبجفا حسبی الله کفی

2

قدتو نخل بلند بر آن شکروقند

نکنی گر تو عطا حسبی الله کفی

3

چو برویت نگرم حق بودش در نظرم

نیم از اهل هو احسبی الله کفی

4

گاه زخمی می زنم گاه مرهم می نهم

تاچه راخواست خداحسبی الله کفی

5

از تو درد و تو دوا از تو رنج تو شفا

حق چنین ساخت تراحسبی الله کفی

6

سرنهم بر درتو جان نهم بر سر تو

تا شوم از شهدا حسبی الله کفی

7

دل من بسته تو جان من خسته تو

نکنی گر تو دوا حسبی الله کفی

8

مانده از من نفسی میروم سوی کسی

تا رهم از من و ما حسبی الله کفی

9

از تو کام ار نبرم ره دیگر سپرم

یار فیض است خدا حسبی الله کفی

متن شعر کپی شد.