کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹۱۴ - نیست تاج عشقرا شایسته هرجا تارکی...

1

نیست تاج عشقرا شایسته هرجا تارکی

تارکی باید دو عالم را برای تارکی

2

آتش است این عشق میسوزد روان را بیدریغ

خدمتش را کی کمر بندد جز آتش خوارکی

3

کار باید کرد کار و راه باید رفت راه

عشق را در خود نباشد هر خسی بیکارکی

4

راهها باید بریدن تا رسی در گرد عشق

با دو دیده ره بریدن نیست آسان کارکی

5

کی بگلزار حقیقت رهبرد هر بوالهوس

کو بیارد صبر کردن بر جفای خوارکی

6

ناز در ناز است آنجا بارگاه عرتست

پا رها باید شدن تا باریابی بارکی

7

زاری بسیار باید کرد بر درگاه دوست

تا بجوشد بحر غفران کرم یکبارکی

8

آه آتش ناک باید تا بجوشد دیگ رحم

گریه بسیار باید تا نشاند ناوکی

9

سهل باشدفیض آسان کردن دشوار خود

سعی کن آسان کنی بر دیگری دشوارکی

متن شعر کپی شد.