کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹۳۷ - مست و بی پروا بیغما میروی...

1

مست و بی پروا بیغما میروی

لا اوحش الله خوب و زیبا میروی

2

غارت جانهاست مقصود دلت

تا بعزم صید دلها میروی

3

میروی و همرهت دلهای ما

تا نه نپنداری که بی پا میروی

4

میروی و صد هزاران دل ز پی

در خیالت آنکه تنها میروی

5

میروی و شهر ویران میشود

شهر صحرا میشود تا میروی

6

شهر صحرا گشت و صحرا شهر شد

تا ز منزل سوی صحرا میروی

7

هم تماشای خودت خوشتر بود

گر بسیری یا تماشا میروی

8

جان و دل خواهم بقربانت کنم

یکنفس می ایستی یا میروی

9

فیض در گرد رهت مشگل رسد

تند و تلخ و چست و زیبا میروی

متن شعر کپی شد.