کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹۵۷ - خوش آندم کز درم ای جان در آئی...

1

خوش آندم کز درم ای جان در آئی

در این غمخانه هجران در آئی

2

شب تاریک هجرانرا کنی روز

چه خورشیدای مه تابان در آئی

3

ببالین غریبی دردمندی

دمی ای مایه درمان در آئی

4

سر افتاده ای برداری از خاک

کنی لطف از در احسان در آئی

5

بپایت جان بر افشانم ز شادی

گرم در کلبه احزان در آئی

6

کباب دل کشم پیش تو ای جان

گرم در سینه بریان در آئی

7

بچشمم در نیاید هر دو عالم

گرم در دیده گریان در آئی

8

ندانستم که دشوار است این کار

گمان کردم بمن آسان در آئی

9

اگر جان در ره جانان کنی فیض

ببزم وصل جاویدان در آئی

متن شعر کپی شد.