کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹۵۹ - هر آن دلرا که با یاریست خوئی...

1

هر آن دلرا که با یاریست خوئی

ز گلذار حقیقت هست بوئی

2

ندارد او سر دنیا و عقبی

که دارد پای آمد شد بکوئی

3

دلی کوشد اسیر زلف یاری

دو عالم را نمی گیرد بموئی

4

بود خاطر پریشان هر که او را

رسید از زلف عنبر بوی بوئی

5

کسی کوشد ز راه عشق آگاه

نمیخواهد دگر راهی بسوئی

6

سری کو مست عشقی شد ز خود رست

بود آن می ز دریا یا بسوئی

7

دل فیض از غم عشقی زند های

مگر روزی به پیوندد بهوئی

متن شعر کپی شد.