کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳ - ز شراب لعل نوشین من رند بی نوا را ...

1

ز شراب لعل نوشین من رند بی نوا را

مددی که چشم مستت به خمار کشت ما را

2

ز وجود خود ملولم قدحی بیار ساقی

برهان مرا زمانی ز خودی خود خدا را

3

بخدا که خون رز را به دو عالم ار فروشیم

بخریم هر دو عالم بدهیم خون بهارا

4

پسرا ز ره ببردی به نوای نی دل من

به سرت که بار دیگر بسرا همین نوا را

5

من از آن نیم که چون نی اگرم زنی بنالم

که نوازشی است هر دم زدن تو بینوا را

6

دل من به یارب آمد ز شکنج بند زلفت

مشکن که در دل شب اثری بود دعا را

7

طرف عذار گلگون ز نقاب زلف مشکین

بنمای تا ملامت نکنند مبتلا را

8

همه شب خیال رویت گذرد به چشم سلمان

که خیال دوست داند شب تیره آشنا را

متن شعر کپی شد.