کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶ - زان پیش کاتصال بود خاک و آب، را...

1

زان پیش کاتصال بود خاک و آب، را

عشق تو خانه ساخته بود، این خراب را

2

مهر رخت ز آب و گل ما شد آشکار

پنهان به گل چگونه کنند آفتاب را؟

3

تا کفر و دین شود، همه یک روی و یک جهت

بردار یک ره، از طرف رخ حجاب را

4

عکس رخت چو مانع دیدار می شود

بهر خدا چه می کند آن رخ نقاب را

5

بر ما کشید خط خطا مدعی و ما

خط در کشیده ایم، خطا و صواب را

6

فردا که نامه عملم را کنند عرض

روشن کنم به روی تو یک یک حساب را

7

یک شب خیال تو دیدم ما بخواب

زان چشم، دگر به چشم ندیدم خواب را

8

بی وصل تو دو کون، سرابی است پیش ما

در پیش ما چه آب بود خود سراب را؟

9

سلمان به خاک کوی تو، تا چشم باز کرد

یکبارگی ز دیده، بینداخت، آب را

متن شعر کپی شد.