کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸ - نقش است هر ساعت ز نو، این دور لعبت باز را...

1

نقش است هر ساعت ز نو، این دور لعبت باز را

ای لعبت ساقی! بیار، آن جام خم پرداز را

2

چون تلخ و شوری می چشم، باری بده تا در کشم

آن جام نوش انجام را، وان تلخ شور آغاز را

3

عودی به رغم عاشقان، بنواز یک ره عود را

مطرب به روی شاهدان برکش، دمی آواز را

4

چنگ است بازاری مگو، راز نهفت دل برو

دمساز عشاق است نی، در گوش وی، گو راز را

5

ای روشنی بصر! چشم از تو دارم یک نظر

بی آنکه یابد زان خبر، آن غمزه غماز را

6

با ما کمند زلف تو، ز اندازه، بیرون می برد

تابی نخواهی دادن آن، زلف کمند انداز را

7

ناز و حفاظ دوستان، حیف آیدم، بر دشمنان

ایشان چه می دانند قدر این نعمت و این ناز را

8

پروانه پیش یار خود، میرد خود و خوش می کند

هل تا بمیرد در قدم، پروانه جانباز را

9

ترک هوای خود بگو، سلمان رضای او بجو

نتوان به گنجشکی رها، کردن چنین شهباز را

متن شعر کپی شد.