کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱ - ز درد عشق، دل و دیده خون گرفت مرا...

1

ز درد عشق، دل و دیده خون گرفت مرا

سپاه عشق، درون و برون گرفت مرا

2

گرفت دامن من اشک و بر درش بنشاند

کجا روم ز درد او که خون گرفت مرا

3

کبوتر حرمم من، گرفت بر من نیست

عقاب عشق ندانم، که چون گرفت مرا

4

به سر همی رودم دود و من نمی دانم

چه آتش است که در اندرون گرفت مرا

5

زبانه می زند، آتش درون من زبان

از آنکه دوست به غایت، زبون گرفت مرا

6

ز بند زلف تو زد، بر دماغ من بویی

نسیم صبح ز سودا، جنون گرفت مرا

7

غم تو بود که سلمان نبود در دل او

بر آن مباش، که این غم کنون گرفت مرا

متن شعر کپی شد.