کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۷ - ره، خرابات است و درد سالخورده، پیر ما ...

1

ره، خرابات است و درد سالخورده، پیر ما

کس نمی داند به غیر از پیر ما، تدبیر ما

2

خاک را از خاصیت اکسیر اگر، زر می کند

ساقیا می ده، که ما، خاکیم و می، اکسیر ما

3

ما که از دوران ازل مستیم و عاشق، تا کنون

غالبا صورت نبندد، بعد از این تغییر ما

4

من غلام هندوی آن سرو آزادم که او

بر سمن بنوشت خطی، از پی تحریر ما

5

بر شب زلفش گر ای باد صبا، یابی گذر

گو حذر کن، زینهار، از ناله شبگیر ما

6

ما به سوز آتش دل عالمی می سوختیم

گر نه آب چشم ما می بود، دامنگیر ما

7

ای که می گویی مشو دیوانه زلفش بگو

تا نجنباند نسیم صبحدم، زنجیر ما

8

خدمتی لایق نمی آید ز ما، در خدمتت

وای بر ما، چون نبخشایی تو بر تقصیر ما

9

گفته ای سلمان، که من خود را فدایش می کنم

زودتر، زنهار کافاتست در تاخیر ما

متن شعر کپی شد.