کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱ - نوبهار و عشق و مستی، خاصه در عهد شباب...

1

نوبهار و عشق و مستی، خاصه در عهد شباب

می کند، بنیاد مستوری مستوران، خراب

2

غنچه مستور صاحبدل، نمی بینی که چون

بشنود، بوی بهار، از پیش بردارد نقاب

3

بوی عشرت در بهار، از لاله می آید که اوست

در دلش، سودای عشق و در سرش جام شراب

4

دور باد، از نرگس صاحب نظر چشم بدان

کو چو چشمت، بر نمی دارد سر از مستی و خواب

5

مدعی منعم مکن، در عاشقی، زیرا که نیست

عقل را با پیچ و تاب زلف خوبان، هیچ تاب

6

چشم نرگس، دل به یغما برد و جان، گرمی برد

ترک سرمست معربد را، که می گوید جواب؟

7

ای بهار روی جانان! گل برون آمد ز مهد

تا به کی باشد گل رحسار از ما، در حجاب؟

8

نخسه حسن رخت را عرض کن بر جویبار

تا ورق های گل نسرین، فرو شوید به آب

9

بلبلان اوصاف گل گویند و ما وصف رخت

ما دعای پادشاه کامران کامیاب

10

سایه لطف الهی، دندی سلطان که هست

آسمان سلطنت را رای و رویش آفتاب

متن شعر کپی شد.