کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۳ - چشمم از پرتو خورشید رخت، گیرد آب...

1

چشمم از پرتو خورشید رخت، گیرد آب

رویت از آتش اندیشه دل یابد تاب

2

چشم مست تو که بر هر طرفی، می افتد

بر من افتاد، زمستی و مرا کرد خراب

3

با خیال تو مرا، خواب نیاید در چشم

کو خیالت که طلب می کندش، دیده در آب

4

اگر از دیده تو را رغبت خواب است، مگر

آب او ریزی وزین بخت، کنی خواهش آب

5

به تمنای لب لعل تو گردد، بر کف

آتشین جان رسانیده به لب، جام شراب

6

چون ترا شمع صفت، با همه کس رویی هست

من که پروانه ام ای شمع! ز من روی متاب

7

چون نه از آب و گلی، بلکه همه جان و دلی

که گر از ماء و ترابی، پس ازین ما و تراب

8

دیگران را هوس جنت اگر می باشد

روضه جنت سلمان در توست، از همه باب

متن شعر کپی شد.