کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۱ - باز آمد ای بخت همایون به سعادت...

1

باز آمد ای بخت همایون به سعادت

چون جان گرامی، به بدن، روز اعادت

2

از غمزه، سنان داری و در زیر لبان، قند

چون است به قصد آمده ای یه به عیادت؟

3

مهری است کهن، در دل و جان من و آن مهر

همچون مه نوروز به روزست سیادت

4

در قید چه داری به ستم؟ صید رها کن

او خود، به کمند تو در آید، به ارادت

5

گو تیر بلا بار، که من سهم ندارم

تیری که زند دوست، بود سهم سعادت

6

با خون جگر ساز، دلا! ز آنکه بریدند

با خون جگر، ناف تو در روز ولادت

7

در صومعه، عمری به امید تو نشستم

کاری نگشاد، از ورع و زهد و عبادت

8

من بعد برآنیم که گرد در خمار

گردیم و نگردیم، ازین مذهب و عادت

9

بی فایده سلمان چه کنی سعی و تکاپوی؟

چون بخت نباشد، ندهد سود جلالت

متن شعر کپی شد.