کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۳ - به آستین ملالم مران، که من به ارادت...

1

به آستین ملالم مران، که من به ارادت

نهاده ام سر طاعت، به آستان عبادت

2

به کشتگان رهت، برگذر، به رسم زیارت

به خستگان غمت، در نگر، به رسم عیادت

3

من آن نیم که به تیغ از تو روی برتابم

جفای دوست، کمند محبت است و ارادت

4

به التفات تو با من، توان مشاهده کردن

که چون کند به عظام رمیم، روح اعادت؟

5

زما بریدن یاران، بدیع نیست که ما را

به تیغ هجر، بریدند، ناف روز ولادت

6

دلا ز کوی محبت، متاب روی، به سختی

که رنج و محنت این ره، سلامت است و سعادت

7

بیان عشق، میسر نمی شود به حکایت

که شرح شوق، ز حد عبارت است، زیادت

8

حکایت غم عشق، از درون عاشق صادق

بپرس، اگر چه ز مجروح نشوند، شهادت

9

مراست پیش تو کاری و کارهای چنین را

نسیم صبحدم، از پیش می برد به جلادت

10

جفا، طریقه توست و وفا، وظیفه سلمان

تراست، آن شده خوی و مراست این شده عادت

متن شعر کپی شد.