کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۵ - مرا ز هر دوجهان، حضرت تو، مقصود است...

1

مرا ز هر دوجهان، حضرت تو، مقصود است

که حضرتت به حقیقت، مقام محمود است

2

دریچه نظر و رهگذار خاطر من

جز از خیال تو، بر هرچه هست، مسدود است

3

اگر ز دل غرض توست صبر، معدوم است

وگر مراد تو از من وفاست، موجودست

4

صبا ز رهگذر کوی توست، غالیه سا

بس است باد صبا را، اگر همین سود ست

5

به چهره، خاک درت را نمی دهم زحمت

از آنکه چهره به خوناب دیده، پالودست

6

پناه بر دل من، به سایه زلفت

چه سایه ایست که بر آفتاب ممدود است؟

7

به بندگی، از ازل، با تو بسته ام عهدی

چگونه ترک کنم عادتی که معهود است؟

8

ز شوق بزم تو در دیده و دل سلمان

مدام، اشک صراحی و ناله عودست

متن شعر کپی شد.