کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۸ - من خراباتیم و باده پرست...

1

من خراباتیم و باده پرست

در خرابات مغان، عاشق و مست

2

گوش، بر زمزمه قول بلی

هوش، غارت زده جام الست

3

می کشندم چون سبو، دوش به دوش

می دهندم چو قدح، دست به دست

4

دیدی آن توبه سنگین مرا؟

که به یک شیشه می چون بشکست؟

5

رندی و عاشقی و قلاشی

هیچ شک نیست که در ما همه هست

6

ما همان خاک در مصطبه ایم

معنی و صورت ما عالی و پست

7

آن زمان نیز که گردیم غبار

بر در میکده خواهیم نشست

8

همه ذرات جهان می بینیم

به هوایت شده خورشید پرست

9

بود در بند تعلق، سلمان

به کمند تو در افتاد و برست

10

ذره ای بود و به خورشید رسید

قطره ای بود و به دریا پیوست

متن شعر کپی شد.