کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۹ - تا به هوای تو دل، از سر جان، برنخاست...

1

تا به هوای تو دل، از سر جان، برنخاست

از دل بی طاقتم، بار گران ، برنخاست

2

عشق تو تا جان و دل، خواست، که یغما کند

تا جگرم خون نکرد، از سر آن، برنخاست

3

بر دل نازک تو را، بود غباری، ز من

تا نشدم خاک ره، آن زمیان، برنخاست

4

سرو نخوانم تورا، کز لب جوی بهشت

چون قد زیبای تو، سرو روان برنخاست

5

زلف پریشان تو، باد به هم برزند

کز دل سودا زده، آه و فغان بر نخاست

6

بیش به تیغ ستم، خون غریبان، مریز

ظلم مکن در جهان، امن و امان برنخاست

7

پرتو مهر تو تا، بر دل سلمان، بتافت

ذره صفت از هوا، رقص کنان، برنخاست

متن شعر کپی شد.