کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۰ - شب فراق، چو زلفت اگر چه تاریک است...

1

شب فراق، چو زلفت اگر چه تاریک است

امیدوارم از آن رو، که صبح، نزدیک است

2

به خفتگان، خبری می دهد، خروش خروس

ز هاتف دگرست، آن خطاب نزدیک است

3

صبا، سلاسل دیوانگان عشق تو را

به بوی زلف تو هر صبح، داده تحریک است

4

بپرس حال من از چشم خود، که این معنی

حکایتی است که معلوم ترک و تاجیک، است

5

ز کفر زلف تو، دل ره نمی برد بیرون

که راه پر خم و پیچ و محله تاریک است

6

نمی رسد به خیال تو، آب دیده من

که دیده، سخت ضعیف است و راه، باریک است

7

تو مالکی به همه روی، در ممالک حسن

مرا بپرس، که سلمانت از ممالیک است

متن شعر کپی شد.