کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۸ - شب است و بادیه و دل، فتاده از راه است ...

1

شب است و بادیه و دل، فتاده از راه است

ز چپ و راست، مخالف، ز پیش و پس، چاه است

2

مقم تهلکه است این ولی منم، فارغ

ز کار دل، که به دلخواه یار دلخواه است

3

مرا سری است که دارم، بر آستانه تو

نهاده ایم به پیش تو هرچه در راه است

4

به وصل قد تو دارم بسی امید و لیک

قبای عمر به قد امید، کوتاه است

5

به عکس طالب منصب، شویم خاک درت

از این رفیع ترا آخر چه منصب و راه است؟

6

که آورد به تو احوال دیده و دل من؟

که پیک دیده، سرشک و رسول دل، آه است

7

منور است به مهر تو، سینه عشاق

بلی زجانب مهر است، هرچه در ماه است

8

پس از فراق تو گر بنده، زنده خواهد ماند

بحق وصل تو کان زیستن، به اکراه است

متن شعر کپی شد.