کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۶ - بویی از خاک رهت، همره باد سحری است ...

1

بویی از خاک رهت، همره باد سحری است

رنگی از حسن رخت، مایه گلبرگ طری، است

2

دم ز زلف تو زنم، زان دم من مشکین است

سخن از لعل تو گویم، سخنم، زان شکری است

3

جز صبا محرم من نیست، ولی چندانم،

بر صبا نیست، وثوقی که صبا در به دری، است

4

بر جگر می زندم، چشم تو، هر دم، نیشی

خون چشمم که روان است، ازان رو جگری است

5

روی آتش و شش، از دیده ما پنهان است

ما از آن روی برآنیم که آن ماه، پری است

6

این که با سوز فراقت، دل ما می سوزد

تو برآنی که ز صبرست، نه از بی صبری است

متن شعر کپی شد.