کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۸ - بر سر کوی یقین، کعبه و بتخانه، یکی است ...

1

بر سر کوی یقین، کعبه و بتخانه، یکی است

دام زلف سیه و سبحه صد دانه، یکی است

2

هر زمان جلوه حسن، ار چه ز رویی دگر است

باش یکدل به همه روی، که جانانه، یکی است

3

می و پیمانه، همه عکس رخ ساقی، بین

تا بدانی که می و ساقی و پیمانه یکی است

4

در ره کعبه، خطاب آمدم، از میخانه

که کجا می روی ای خواجه، همه خانه یکی است

5

رای کج زد، سر زلف تو، به قصد دل من

گر چه با رای دو زلفت، دل دیوانه، یکی است

6

من دیوانه، نه تنها سر زلفت، دارم

که درین سلسله، دیوانه و فرزانه یکی است

7

گرچه از سوختگان تو، یکی، سلمان است

لیکن ای شمع، نه آخر همه پروانه یکی است

متن شعر کپی شد.