کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۹ - حلقه زلف تو، سرمایه هر سودایی است ...

1

حلقه زلف تو، سرمایه هر سودایی است

غمزه مست تو، سر فتنه هر غوغایی است

2

راز سر بسته زلفت، مگشا، پیش صبا

که صبا هم نفسش هرکس و هر دم جایی است

3

صورت خط تو در خاطر من می گذرد

باز سر برزده از خاطر من سودایی است

4

درد بالای تو چینم، که از آن بالاتر

نتوان گفت، که در بزم فلک، بالایی است

5

هر کسی را نظری باشد و رایی و مرا

دیدن روی تو رای است و مبارک رایی است

6

دل سودا زده در عهد تو بستیم و برین

عهدها رفت و نگویی که مرا شیدایی است

7

با غم توست اگر جان مرا آرامی است

در دل ماست اگر درد تو را ماوایی است

8

یک شب از دیده ما نیست خیالت، خالی

شبروی شب همه شب، در پی شب پیمایی است

9

می رود دل به ره دیده و تا چون باشد

سفر دیده، مبارک سفر دریایی است

متن شعر کپی شد.