کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۷ - می کشم دردی که درمانیش، نیست ...

1

می کشم دردی که درمانیش، نیست

می روم راهی که پایانیش نیست

2

هر که در خم خانه عشق تو بار

یافت برگ هیچ بستانیش نیست

3

بندگان دارد بسی سلطان غم

لیک چون من بند فرمانیش نیست

4

هر که جان در ره جانانی نباخت

یا ز دل دورست یا جانیش نیست

5

خود دل مجموع، در عالم که دید

کز عقب آه پریشانیش نیست

6

چشم ترکت کو سیه دل کافری است

هیچ رحمی، بر مسلمانیش نیست

7

چشم آن انسان که عاشق نیست هست

راست چون عینی که انسانیش نیست

8

هر که چون سلمان به زلف کافرت

نیستش اقرار، ایمانیش نیست

متن شعر کپی شد.