کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۹ - دل می خرد حبیب و مرا این متاع نیست ...

1

دل می خرد حبیب و مرا این متاع نیست

گر طالب سرست برین سر، نزاع نیست

2

کاری است عشق مشکل و حالی است بس غریب

کس را به هیچ حال بران، اطلاع نیست

3

دنیا خرند اهل مروت به هیچ وجه

ارباب عشق را هوس این متاع نیست

4

در عاشقی دلا ز ملامت مشو ملول

کاحوال خستگاه هوا جز صراع نیست

5

در سر ز استماع الست است مستیی

ما را که احتیاج شراب و سماع نیست

6

چون زلف اگر به تیغ سرم قطع می کنی

ما را به مویی، از تو، سر انقطاع نیست

7

هیچ آتشی به حرقت فرقت نمی رسد

وان نیز دیده ام به سوز و وداع نیست

8

سلمان امید مهر از آن ماهرو مدار

زیرا میان این مه و مهر اجتماع نیست

متن شعر کپی شد.