کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹۱ - اگر غمی است مرا بر دل، از غمش غم نیست ...

1

اگر غمی است مرا بر دل، از غمش غم نیست

مباد شاد، بدین غم، دلی که خرم نیست

2

همه جهان، به غمش خرمند و مسکین ما

کزان صنم به غمی، قانعیم و آن هم نیست

3

حسد برم که چرا دیگری خورد، غم تو

مرا به دولت عشق تو گر چه غم، کم نیست

4

مرا که زخم جفا خورده ام، دوا فرما

به ضربتی دگرم، کاحتیاج مرهم نیست

5

دلم که دست به حبل المتین زلف تو زد

ز ملک کوته عمرش، چه غم، که محکم نیست

6

مجوی محرم و همدم طلب مکن، سلمان

که در دیار تو، محرم نماند و همدم نیست

7

مگو به باد، غم دل که باد را در دل

اگر چه آمد و شد هست، لیک محرم نیست

متن شعر کپی شد.