کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۶ - اگر روزی، نگارم را سوی بستان، گذار افتاد ...

1

اگر روزی، نگارم را سوی بستان، گذار افتاد

همانا بر گل رویش، چو من، عاشق، هزار افتد

2

بخندد غنچه بر لاله، چو لعلش، در کلام آید

بپیچد بر سمن سنبل، چو زلفش، بر عذار افتد

3

زرشک لاله رویش، سمن بر خاک، بنشیند

ز شرم سنبل زلفش، بنفشه، سوگوار افتد

4

به گرد دیده می گردد که تا روی و لبش بیند

دل من زان میان، ترسم، که نا گه بر کنار افتد

5

هرآنکس کان لب و دندان چو یاقوت و در بیند

ز چشمش بی گمان لولو و لعل آبدار افتد

6

ور از چین لب زلفش، صبا، بویی به باغ آرد

چمن از نکهتش، بر لادن و مشک تتار افتد

7

بیفتد بار اندوه فراقش، از دل سلمان

ورا گر نزد آن تنگ شکر یک لحظه، بار افتد

متن شعر کپی شد.